اقتصاد کلان چیست و مفاهیم کلیدی آن چه هستند؟

در نظریه اقتصاد کلاسیک، تغییرات عرضه پول، تاثیری بر سایت atlasmarketing متغیرهای حقیقی ندارد. از نظریه رجحان نقدینگی برای منحنی LM استفاده میشود. به عبارتی، مواردی مانند سطح اشتغال، میزان تولید کل، صادرات، ارزش واحد پولی و مباحثی از این دست در اقتصاد کلان بررسی میشوند. تولید بیشتر یعنی بیکاری کمتر، زیرا شرکتها نیروی کار بیشتری استخدام میکنند تا تولید خود را افزایش دهند. کشورهای کمدرآمد چگونه میتوانند کیفیت سطح زندگی خود را افزایش دهند؟ در بسیاری از کشورها، مانند چین، وارادت و صادرت، بخش قابلتوجهی از GDP را تشکیل میدهند. رشد بلندمدت: اقتصاد کلان بلندمدت موضوعاتی سالیانه مانند درآمد ملی و تغییرات کلی در سطح اشتغال را بررسی میکند. بخشی از اقتصاد که در سطح کلان مطالعه میشود و عوامل کلی اقتصاد و نحوه تعامل آنها. در درس اول، با علم اقتصاد و نحوه انجام فعالیتهای اقتصادی در سطح کلان آشنا میشوید. عموماً اقتصاددانان نوسانات کوتاهمدت اقتصادی در اقتصاد را با GDP حقیقی میسنجند. مدل عرضه و تقاضای کل، چهارچوبی را برای تحلیل نوسانات اقتصادی و بررسی تاثیر سیاستها و پدیدهها و تغییر آنها در افقهای مختلف زمانی میپردازد. چرخه تجاری کوتاهمدت: اقتصاد کلان کوتاهمدت بر عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد در چهارچوب زمانی کوتاهمدت تحت عنوان «چرخه تجاری» (Business Cycle) میپردازد.

بیکاری ساختاری زمانی رخ میدهد که دستمزد حقیقی بالاتر از سطح برابری عرضه و تقاضای نیروی کار باشد. در زمان مواجه شدن اقتصاد با هزینههای بالاتر، تورم فشار هزینه رخ میدهد و منحنی عرضه کل به سمت بالا و سطوح قیمتی بیشتر، منتقل میشود. با بیشتر شدن تقاضا از عرضه کالاها، تفاوت قیمتی خواهیم داشت و تورم فشار تقاضا بوجود میآید. در اثر چه مواردی شیب نزولی بوجود میآید؟ دورهای از رشد سریع بوجود میآید اما در نهایت، به علت رسیدن به وضعیت ثبات جدید، رشد کند میشود. از طرفی دیگر اگر سرمایه در اقتصاد به میزانی کمتر از قانون طلایی پایدار ثابت داشته باشد، برای رسیدن به قانون طلایی نیازمند افزایش سرمایهگذاری و مصرف کمتر نسلهای فعلی هستیم. اگر میزان سرمایه در اقتصادی، بیشتر از این مقدار باشد، کاهش پس انداز، مصرف را در تمامی نقاط در زمان، افزایش میدهد. به علت تاثیرگذاری وضعیت اقتصادی بر تمامی افراد، مسائل اقتصاد کلان، نقش مهمی را در مباحثات سیاسی ملی ایفا میکنند.

نهادهای سیاستگذاری تاثیر قابل توجهی بر زندگانی شهروندان تمامی کشورها در سرتاسر جهان دارند. در این قسمت، تابع مصرف با جزییات بیشتری بررسی میشود و اینکه چه مواردی در تعیین میزان مصرف کل، نقش دارند. هر دوی این مدلها بر تعادل میان بازار کالاها و بازار پول تاکید دارند. منحنی IS نشاندهنده رابطه منفی میان نرخ بهره و سطح درآمد بدست آمده از تعادل در بازار کالاها و خدمات است. این تریدآف میان تورم و بیکاری، «منحنی فیلیپس» (Phillips Curve) نامیده میشود. تعادل در مدل IS-LM یا نقطه تقاطع این دو منحنی، نشاندهنده تعادل همزمان در بازار کالاها و خدمات و در بازار پول حقیقی است. تحقیقات اقتصاد کلان به دو دسته متمایز زیر تقسیم میشود. رابطه بین تراکنشها و پول را میتوانید در معادله زیر مشاهده کنید. برای مثال، میتوان به سئوالات زیر اشاره کرد. بااینکه حقالضرب در اغلب اقتصادها مبلغی اندک است اما در کشورهای تجربهکننده ابرتورم از قابل توجهترین منابع درآمدزایی دولت به شمار میرود. این نوسانات با تغییرات بسیاری از متغیرهای اقتصاد کلان در ارتباط هستند. با اینکه اقتصاددانان برای پیشبینی حرکات آتی در اقتصاد به متغیرهای متعدد مهمی توجه میکنند، نوسانات کوتاه مدت به صورت کلی غیرقابل پیشبینی هستند. اقتصاد کلان مدرن از «جان مینارد کینز» (John Maynard Keynes) و کتاب منتشر شده توسط او در سال ۱۹۳۶ میلادی – تحت عنوان – «نظریه کلی اشتغال، بهره و پول» (The General Theory of Employment, Interest and Money) برگرفته شده است.

درواقع، نرخ بهره اسمی، هزینه فرصت نگهداری پول است. به صورت بخصوص، دوگانگی کلاسیک این امکان را فراهم میکند که با چشمپوشی از متغیرهای اسمی، متغیرهای حقیقی را امتحان کنیم. برای مثال، مطابق نظر بسیاری از سیاستمداران ایالات متحده آمریکا مانند، چینیها این امکان را فراهم نمیکردند که واحد پولیشان در برابر دلار ایالات متحده آمریکا شناوری داشته باشد. آیا چین باید از نرخ ارز ثابت در برابر دلار ایالات متحده آمریکا استفاده کند؟ سیاستهای مالی عموماً توسط نمایندگان منتخب مانند کنگره ایالات متحده آمریکا یا پارلمان بریتانیا انتخاب میشوند. در واقع، چین به صورت مصنوعی واحد پولی خود را در برابر دلار ایالات متحده آمریکا ثابت قرار میداد که باعث میشد تقاضای بیشتری برای کالاهای چینی وجود داشته باشد. برای مثال، میتوان به بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا، بانک انگلستان و بانک ژاپن اشاره کرد. با این حال، پاسخ این سئوال، پیامدهای اقتصادکلانی مهمی را به همراه دارد. کاهش تورم و کاهش بیکاری، دو هدف مهم سیاستگذاران اقتصادی به شمار میرود اما عموماً این دو هدف با یکدیگر در تقابل هستند.

سیاستهای پولی و مالی، دو عامل کارآمد در سیاستگذاریهای اقتصاد کلان، به شمار میروند. به علت تحت تاثیر قرارگرفتن سرمایهگذاری و میزان تقاضای پول از نرخ بهره، این متغیر عامل اتصالدهنده دو نیمه مدل IS-LM است. بنابراین، در این اقتصاد، امکان استقراض و وامدهی به میزان دلخواه در دنیای مالی وجود دارد. شیب نزولی منحنی تقاضای کل نشاندهنده این است که در سطوح قیمتی پایینتر، تقاضا برای میزان تولیدات بیشتر است. سطحی سرمایه حداکثرکننده میزان مصرف در حالت پایدار ثابت، سطح قانون طلایی نامیده میشود. نظریههای تورم و بیکاری و مصرف و سرمایهگذاری را به ترتیب در درسهای ششم و هفتم یاد میگیرید. سیاست مالی انبساطی – مانند افزایش مخارج دولت و کاهش مالیات – منحنی IS را به سمت راست منتقل میکند. در اینجا، به نظریهای نیاز داریم که ارتباط مقدار پول با سایر متغیرهای اقتصادی، مانند قیمتها و درآمد را بررسی کند. اقتصاد کلان به مطالعه پدیدههای اقتصادی در سطح کشوری و بینالمللی مانند تورم، سطح قیمت، نرخ رشد اقتصادی، درآمد ملی، جیدیپی و تغییرات وضعیت بیکاری میپردازد. منحنی IS رابطه بین نرخ بهره و سطح درآمد در بازار کالاها و خدمات را به تصویر میکشد.

نرخ بهره را افزایش، درآمد را کاهش میدهد و موجب انتقال منحنی تقاضای کل به سمت چپ میشود. اقتصاد کلان، ملموستر و قابلدرکتر از اقتصاد خرد است و ما بیشتر از اقتصاد خرد، به صورت روزانه با آن برخورد داریم. در حقیقت، بیشتر اقتصادها باز هستند. مدل ماندل-فلمینگ یک فرض مهم دارد و آن این است که اقتصاد مورد مطالعه یک اقتصاد باز است و امکان انتقال کامل سرمایه، در آن وجود دارد. تفاوت آنها این است که مطابق مدل IS-LM، اقتصاد بسته و مطابق مدل فلمینگ اقتصاد باز است. مطابق اثر صادرات، با افزایش قیمت، کالاهای داخلی به صورت نسبی برای مصرفکنندگان خارجی گرانتر میشوند، در نتیجه، تقاضا برای آنها کاهش مییابد. به پول قرار گرفته در حساب شما، بهرهای تعلق نمیگیرد. مطابق نظریه اقتصاد کلاسیک، پول خنثی است و مقدار عرضه آن متغیرهای حقیقی را تحت تاثیر قرار نمیدهد. در نتیجه، تغییرات منحنی تقاضای کل، میزان تولید و اشتغال را تحت تاثیر قرار میدهد. در بلندمدت، منحنی عرضه کل عمودی است زیرا تولید توسط مقدار سرمایه و نیروی کار و سرمایه در دسترس و نه به وسیله سطح قیمت، تعیین میشود. شوکهای وارد شده به تقاضا و عرضه کل، نوسانات اقتصادی را بوجود میآورند. هردو سطح قیمتی را ثابت فرض میکنند و نشاندهنده دلایل بوجود آورنده نوسانات کوتاهمدت در درآمد کل یا عوامل انتقالدهنده تقاضای کل هستند.

بنابراین، نوسانات در میزان مصرف، عامل کلیدی تاثیرگذار بر رونق و رکود است. نرخ پسانداز یکی از عوامل کلیدی تعیینکننده میزان سرمایه وضعیت ثبات پایدار در مدل سولو و سطح رفاه اقتصادی است. با وجود بوجود آمدن سطح ثبات تولید بالاتر در نتیجه نرخ ذخیره بالاتر، پسانداز به تنهایی نمیتواند رشد اقتصادی ماندگار بوجود بیاورد. از آنجاییکه اقتصاد نمیتواند بیشتر از میزان تولید بالقوه، تولید کند، هر افزایشی در تقاضای کل، به جای سطح بالاتر تولید، سطح بیشتر قیمت را به همراه خواهد داشت. با کاهش رشد جی دی پی، رشد مصرف (به میزان کم) و رشد سرمایهگذاری (به میزان زیاد) کاهش مییابند و بیکاری نیز زیاد میشود. در ادامه، میتوانید تابع مصرف کینزی را مشاهده کنید. در کوتاهمدت، با وجود ثابت بودن سطح قیمت، انتقال منحنی تقاضای کل، تغییراتی را در سطح تعادلی درآمد ملی بوجود میآورد. با حرکت اقتصاد، در طی منحنی عرضه کل کوتاهمدت، تورم و بیکاری در جهتهای متفاوت شروع به حرکت میکنند.

«حق الضرب» (Seigniorage)، درآمد بدستآمده توسط دولت بوسیله چاپ پول است و درواقع، مالیاتی بر پول نگهداری شده به شمار میرود. منحنی LM ، رابطه بین نرخ بهره و سطح درآمد در بازار پول را به تصویر میکشد. منحنیهای IS-LM با سطح قیمت ثابت، نرخ بهره و درآمد ملی را در کوتاهمدت، تعیین میکنند. بنابراین، با حرکت اقتصاد به سمت بالا در طی منحنی عرضه کل کوتاهمدت، نرخ بیکاری کاهش و نرخ تورم افزایش مییابد. از طرفی دیگر، با بکارگیری سیاست انقباضی و حرکت اقتصاد به سمت پایین منحنی عرضه کل کوتاهمدت، نرخ بیکاری افزایش و تورم کاهش مییابد. برای یادگیری بهتر، دقیقتر و کاملتر اقتصاد کلان، میتوانید به دوره آموزشی تدوینشده توسط «فرادرس» مراجعه کنید. برای آشنایی بیشتر با مبانی اقتصاد کلان و یادگیری مفاهیم زیرمجموعه آن میتوانید به دوره تدوینشده توسط «فرادرس» مراجعه کنید. منحنی تقاضای کل شیب نزولی دارد زیرا سطح قیمت پایینتر، توازن پول حقیقی را افزایش، مخارج سرمایهگذاری را افزایش میدهد و در نتیجه، درآمد تعادلی را بیشتر میکند. اقتصاد کلان به چه سئوالاتی پاسخ میدهد؟

سیاستگذاریهای پولی مربوط به تصمیمات گرفته شده درباره نظام مسکوکات، اسکناسها و بانکداری یک کشور است. سیاستگذاری مالی در رابطه با تصمیمات دولت درباره مخارج و مالیات است. خنثی بودن پول برای بسیاری از اهداف از جمله مطالعه مسائل اقتصادی بلندمدت، تقریباً صحیح به شمار میرود، با این حال، به صورت کلی، تشریحکننده دنیایی که در آن زندگی میکنیم، نیست. اغلب پدیدههای اقتصاد کلان با نمودار عرضه کل – تقاضای کل قابل مدلسازی هستند که از جمله آنها میتوان به تورم اشاره کرد. میتوانیم از این مدل برای بررسی عوامل تاثیرگذار بر درآمد در کوتاهمدت باوجود ثابت بودن سطح قیمتها به علت چسبندگی آنها یا میتوانیم از این مدل برای تعیین موارد انتقالدهنده منحنی عرضه کل استفاده کنیم. این مدل نشاندهنده سطح تولید حقیقی و سطح قیمت با در نظر داشتن تعادل در عرضه کل و تقاضای کل است. مطابق مدل رشد سولو، در بلندمدت، نرخ پس انداز در یک اقتصاد، تعیینکننده مقدار سرمایه انباشتهشده و سطح تولید آن است.

همچنین، مطابق «اثر کینز» (Keynes Effect) یا اثر «نرخ بهره» (Interest Rate Effect) با کاهش قیمتها، تقاضا برای پول، کاهش پیدا میکند. سیاست پولی انبساطی، منحنی LM را به سمت پایین منتقل میکند. بنابراین، منحنی فیلیپس، روشی مهم برای به تصویر کشیدن منحنی عرضه کل است زیرا تورم و بیکاری از شاخصهای مهم علمکرد اقتصادی به شمار میروند. در کوتاه مدت، منحنی عرضه کل افقی است زیرا دستمزدها و قیمتها در سطح از قبل تعیینشده، چسبنده هستند. از مهمترین تفاوت اقتصاد در کوتاهمدت و بلندمدت، میتوان به منعطف بودن قیمتها در بلندمدت و چسبنده بودن آنها در کوتاهمدت اشاره کرد. تصمیم سرمایهگذاری به علت نقش آن در رشد اقتصادی، در تحلیل بلندمدت دارای اهمیت به شمار میرود. به عبارتی دیگر، نشاندهنده تعداد دفعات معاوضه شدن پول با کالاها و خدمات است. نظریه کینز نشاندهنده چگونگی تعیین نرخ بهره است. در نتیجه، نرخ بهره کاهش پیدا میکند و استقراض برای سرمایهگذاری و مصرف بیشتر میشود. هرچه میزان پول مورد نیاز برای انجام تراکنش بیشتر باشد، مقدار پول نگهداریشده نیز بیشتر خواهد بود. با توجه به سطح قیمت سال پیش، سطح قیمت بالاتر به معنی تورم بیشتر است. از طرفی دیگر، سیاست پولی انقباضی، منحنی LM را به سمت بالا منتقل میکند.

همچنین، این کشورها، کالاها و خدمات را از سایر کشورها وارد میکنند. این دوره ۶ ساعته در ۷ درس ارائه شده است که در ادامه، به معرفی سرفصلهای آن میپردازیم. «تعداد تراکنشها»: برابر تعداد تراکنشها در طی دوره زمان برای مثال، یک سال است. حاصلضرب قیمت یک تراکنش و تعداد دفعات آن برابر تعداد اسکناسهای مبادله شده در یک سال است. «قیمت»: نشاندهنده قیمت یک مبادله عادی یا تعداد اسکناسهای مبادله شده است. منحنی IS نشاندهنده بازار کالاها و خدمات و منحنی LM نشاندهنده بازار پول است. از طرفی دیگر، سیاست مالی انقباضی، منحنی IS را به سمت چپ انتقال میدهد، نرخ بهره و درآمد را کم میکند و باعث انتقال منحنی تقاضای کل به سمت چپ میشود. منحنی LM، رابطه مثبت بین نرخ بهره و سطح درآمد بدست آمده از تعادل در بازار پول، را نشان میدهد. این مفهوم، «نظریه مقداری پول» (Quantity Theory of Money) نامیده میشود و برگرفته از آثار اولین نظریه پردازان پولی شامل دیوید هیوم – اقتصاددان و فیلسوف – است.

توسط حمید صباغی

حمید صباغی هستم یک بازاریاب