تاثیر تورم بر بحرانهای مهم جهان

به نظر شما اثرات مثبت روباتها روی اقتصاد دنیا در سایت atlasmarketing کوتاهمدت چیست؟ بحران نفت یا به عبارتی شوک نفتی تأثیرات و عواقب کوتاهمدت و بلندمدت بسیاری را روی سیاستهای جهانی و اقتصاد جهانی گذاشت که سپس با نام نخستین شوک نفتی خوانده شد. آیا میتوان انتظار داشت روباتها در تمامی صنایع و مشاغل تولیدی فعالیت کنند یا اینکه باید حوزههای خاصی تعریف شود؟ شرکتهای بزرگ دنیا برای استفاده از این ایدهها از هماکنون وارد میدان شدهاند مثلاً تویوتا هرساله نمایشگاهی برگزار میکند و از تمامی کودکان دنیا میخواهد تا تصور خود را از خودروهای آینده نقاشی کنند. اما این رکود اقتصادی نیز تبعات خاص خود را برای جهان به همراه داشت. در این مسابقه، اما شرکتها مبلغ هنگفتی بالغ بر ۱۷۲ میلیارد دلار را از حسابهای خود خارج و برای در امان ماندن از بحران، آنها را به اوراق خزانه تبدیل کردند. در این روز به برجهای تجارت جهانی حمله شد و هزاران نفر جان خود را از دست دادند. در ادامه در ماههای اکتبر و نوامبر، فدرال رزرو و وزارت خزانهداری، کمک مالی اهدایی خود را ترمیم کردند و در مجموع ۱۸۲ میلیارد دلار وام به شرکت AIG دادند. این بار جنگ افغانستان سبب شد تا رکود اقتصادی آمریکا پایان یابد و بوش جای خود را در راس دولت آمریکا برای دو دوره متوالی حفظ کند.

پس از گذشت دو سال از خاتمه دوره رکورد بزرگ مالی، نرخ بیکاری همچنان بالای ۹ درصد باقی ماند. باید متذکر شد چند سال پس از وقوع بحران مالی یاد شده در سال ۱۹۳۹ جنگ جهانی دوم شروع شد. کارشناسان اقتصادی معتقدند که آمارهای منتشر شده تورمی از کشورهای جهان میتواند یک سونامی و بحران بسیار بزرگ و طولانی اقتصادی در سطح جهانی را رقم بزند. استفاده از روباتها هزینه فعالیتهای صنعتی و تولیدی را کم میکند و ارزش افزوده فعالیتهای اقتصادی را بیشتر میکند. چگونه میتوان اثرات منفی این بحران را کم کرد و تبعات اقتصادی منفی آن روی زندگی کارگران بیکارشده را تقلیل داد؟ به نظر من مشاغل کمدرآمدی که نیاز به حضور فیزیکی فرد دارد باید به روباتها واگذار شود زیرا در درازمدت هزینه استفاده از روباتها برای این کارها کم است. بدون شک استفاده گسترده از روباتها در اقتصاد در کوتاهمدت و بلندمدت اثرات زیادی خواهد داشت. بانکها نیز از این نقدینگی برای اعطای تسهیلات اعتباری کوتاهمدت استفاده میکنند.

این رکود که اولین رکود قرن بیست و یکم است بعد از یک دهه توسعه اقتصادی در ایالات متحده آمریکا ایجاد شد. با توجه به آمار و ارقام موجود جهان آماده پذیرش رکود اقتصادی بسیار عمیق و گسترده شده است. انشتار اعداد این آمار به قدری نا امید کننده است که احتمال میرود که اقتصاد جهان با یک بحران بسیار بزرگ و جدید طی یک سال آتی (حتی کمتر) مواجه شود. اما هم اکنون در با توجه به انتشار آمارهای نگران کننده اقتصادی که در ابتدای این یادداشت به آن اشاره شد، نگرانیها از وقوع یک بحران و رکود عظیم مالی و اقتصادی در اروپا و آمریکا بسیسار شدت یافته است. تحریم باعث ایجاد هرج و مرج برای کشورهای وارد کننده نفت شد و همین امر باعث شد تا قیمت نفت در ایالات متحده تقریباً چهار برابر شود و از ۲.۹۰ دلار در هر بشکه قبل از تحریم به ۱۱.۶۵ دلار در هر بشکه در ژانویه ۱۹۷۴ برسد. در آن دوران اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت عربی اوپک (شامل اعضای عربی اوپک و کشورهای سوریه و مصر) ممنوعیت و تحریم نفت را اعلام کردند. این فهرست بعداً شامل پرتغال، آفریقای جنوبی و رودزیا (زیمبابوه امروزی) شدند. برخی از تحلیل گران زمان آغاز رکود اقتصادی آمریکا را پاییز سال ۲۰۰۱ میلادی اعلام میکنند، ولی واقعیت این است که رکود اقتصادی این کشور از تابستان سال ۲۰۰۰ میلادی شروع شد و در سال ۲۰۰۱ میلادی به نقطه اوج خود رسید.

رکود اقتصادی آمریکا در سال ۲۰۰۰-۲۰۰۱ میلادی نیز یکی از بزرگترین رخدادهای اقتصادی جهان محسوب میشود. گفتنی است که ایستایی بزرگ به رکود گسترده اقتصادی جهان، یک دهه پیش از آغاز جنگ جهانی دوم اطلاق میشود. گفتنی است که تا سال ۲۰۱۲، دولت آمریکا توانست از محل سهامی که پیشتر در سال ۲۰۰۸ از شرکت AIG تملک کرده بود، ۲۲.۷ میلیارد دلار سود کسب کند. البته باد متذکر شد امریکا و کشورهای غربی به دنبال کسب منافع جدید خود در برخی کشورها به جهتت دسترسی به منابع متععد جهت پوشش زیانهای اقتصادی کشورهای خود بودند. این بحران نقش مهمی در شکست کسب و کارهای کلیدی، کاهش ثروت مصرفکنندگان که تا میلیاردها دلار تخمین زده شده، است؛ و یک رکود سنگین و بی سابقه در فعالیتهای اقتصادی که منجر به رکود جهانی سالهای ۲۰۱۲الی ۲۰۰۸ شد، همچنین این رخ داد موجب شد تا بحران بدهی اروپا بشدت افزایش پیدا کرده و قاره اروپا نیز از گزند این رکود در امان نماند، اما آیا به مانند دیپر بحرانهای اقتصادی که با هم مرور کردیم، بحران مالی ۲۰۰۸ نیز داری تبعات خاص خود بود. در جریان بحران مالی بوجود آمده طی سالهای ۲۰۰۸ الی ۲۰۱۲ و شکننده شدن شدن اقتصاد اروپا و آمریکا، برگ جدیدی در کشورهای عربی رقم خورد.

متاسفانه باید اذعان داشت تحولات مهم اقتصادی در جهان میتوانند مقدمات چهره جدیدی از وقایع مهم سیاسی در آینده نه چندان دور باشند. وضعیت، اما در وال استریت در ادامه و در تابستان ۲۰۰۸ بغرنجتر شد. این بحران تهدیدی برای فروپاشی موسسات مالی بود که توسط نجات بانکها توسط دولتهای ملی از آن جلوگیری شد، اما بازارهای سهام در سراسر جهان کاهش پیدا کردند. پس از آن و طی سالهای آینده، هزینه مصرفکننده و سرمایهگذاری با افت قابلتوجهی مواجه شد و بهدنبال آن، کارخانهها نیروی کار خود را تعدیل کردند. در این جنگ بریتانیا نیز با آمریکا همراهی میکرد و از این طریق سهمی از بحران اقتصادی خود را حل کرد. به صورت خلاصه بهار عربی موجب شد تا چهره سیاسی برخی از کشورها (بخصوص در منطقه خاورمیانه) مورد تغییرات گسترده قرار گیرد. تا صد سال آینده بخش زیادی از اقتصاد با کمک روباتها کار خواهد کرد و دیگر محدودیتهای جسمی مانع از انجام برخی کارها و اجرای برخی از پروژهها نخواهد بود. بدون شک بخش زیادی از فعالیتهای صنعتی در سالهای آینده از سوی روباتها انجام میشود ولی این به معنای کمتر شدن نقش انسان نیست بلکه انسانها در مشاغل دیگری به کار گرفته میشوند که اغلب ناظر بر فعالیتهای روباتها هستند.

شروع آن در دنیا با نوسانهای پیوسته، در اغلب کشورها از سال ۱۹۲۹ بوده و پایان آن اواخر دهه ۱۹۳۰ یا اوایل ۱۹۴۰ به وقوع پیوسته است. در جریان این گذار بخش زیادی از نیروی کار – اغلب کارگران کمدرآمد که نیازی به مهارت زیادی برای انجام کار ندارند- بیکار میشوند و این بیکاری میتواند آسیب زیادی به زندگی انسانها و در نهایت ساختار جامعه وارد کند. تنها میتوان به این مساله تاکید کرد که بدون شک ما شاهد تغییر ساختار فرصتهای شغلی خواهیم بود و نیروهای کاری که در سالهای آتی وارد بازار میشوند باید مهارتهایی متناسب با نیاز بازار آینده داشته باشند در غیر این صورت از بازار حذف میشوند. این گروه بر این باور هستند که فرصتهای شغلی جدیدی در سالهای آتی ایجاد میشود که این فرصتها جایگزین فرصتهای کنونی میشود. با توسعه صنعت روباتیک بخش زیادی از فعالیتهای صنعتی و تولیدی در دنیا به خصوص در کشورهای آمریکا و چین با کمک روباتها انجام میشود و ممکن است فرصتهای شغلی که امروزه از سوی انسانها تصاحب شده است در آیندهای نهچندان دور از سوی روباتها تصاحب شود اما این به معنای حذف انسان از فعالیتهای اقتصادی نیست زیرا نوع حضور انسان در اقتصاد تغییر میکند و فرصت بیشتری برای فعالیتهای مطالعاتی و تحقیقاتی خواهد داشت.

ایجاد فرصت شغلی و افزایش درآمد مردم سبب شد تا هزینههای مصرفی افزایش یابد و اقتصاد دوباره در مسیر رشد قرار گیرد. حمله آمریکا به افغانستان همچون دیگر جنگهای این کشور سبب راه اندازی شدن شمار زیادی از کارخانههای سلاح سازی و افزایش تولید در بسیاری از کارخانههای تولیدی این کشور شد و برای میلیونها آمریکایی که در اثر رکود بیکار شده بودند فرصت شغلی ایجادکرد. جالب است بدانیم فقط ۷ سال پس از بحران نفتی ایجاد شده و تبعات اقتصادی آن، جنگ بین دو کشور بزرگ صادرکننده نفت (ایران-عراق) در خاورمیانه شکل گرفت. در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ کشور آمریکا با همکاری بریتانیا با حمله به عراق خاک این کشور را تصرف و صدام حسین را از قدرت برکنار کرد. باید قبول کنیم که دامنه سیستم اطلاعاتی -اقتصادی ایالات متحده آمریکا، بسیار قوی و یکپارچه است و صاحبان قدرت و ثروت قطعا بسیار زودتر با خبر از وقوع اتفاق احتمالی هستند. این اتفاق والاستریت را به وحشت انداخت؛ تا جایی که میلیونها سرمایهگذار پولهای خود را از بازار بیرون کشیدند.. نرخ اشتغال و کاهش شدید تولید از پیامدهای این اتفاق بود. برای خودکفاتر شدن، تلاش شد تا تولید نفت داخلی افزایش یابد و از منابع سوخت جایگزین استفاده شود. اگر به مرور گذشته بازارهای مالی در سطح جهان نگاه ژرف داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که زمانی که ابر قدرتهای جهان دچار شوکهای تورمی و و بحرانهای اقتصادی بزرگ شده اند، جامعه جهانی آبستن رویدادهای جدید و بسیار مهم بوده است.

اما آیا بحرانهای اقتصادی، میتواند تبعات ژئوپلیتیک برای جهان داشته باشد؟ البته منافع ژئوپلیتیک کشورها نیز به سرعت دستخوش چرخشهای فاحشی خواهند شد. البته باید خاطر نشان کرد با توجه به تاریخ اقتصادی جهان، در صورت تشدید و گسترده بودن رکود اقتصادی اخیر بعید است که تبعات ژئوپلیتیک و سیاسی آن فقط به جنگ روسیه و اکراین ختم شود! بحران اقتصادی ۲۰۰۸ بدترین فاجعه اقتصادی بود که پس از رکود سال ۱۹۲۹ گریبانگیر جهان شد! رکود بزرگ بدترین بحران اقتصادی پس از انقلاب صنعتی در جهان بود که با سقوط بازار سهام در اکتبر سال ۱۹۲۹ آغاز شد. در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹ که سهشنبه سیاه نام گرفت، بورس آمریکا سقوط کرد و خبر آن به سرعت در جهان پیچید و از آن پس طولی نکشید که جریان رکود اقتصادی در تمام کشورهای جهان به سرعت گسترش یافت. ما بهبود آمریکا از شوک بسیار سریع نبود، با رکود اقتصادی تا مارس ۱۹۷۵ ادامه یافت و کاهش نرخ تورم (تورم بالا و بیکاری مداوم) در طول این دهه ادامه یافت. در ادامه سعی خواهد شد جهت درک بهتر موضوع تحولات اقتصادی ۸۰ سال اخیر و پیامدهای سیاسی نظامی آن را با هم مروز کنیم. در ادامه سعی خواهیم کرد به مرور بخشی از این رخدادها بپردازیم.

زیرا دنیای آینده با حضور گسترده روباتها نیازهای جدیدی خواهد داشت و در این دنیای جدید انسانها وظایف و مسوولیتهای تازهای را بر عهده خواهند گرفت. مهمترین دغدغه مردم در دنیای امروز کار است که روباتها بخش زیادی از این مشاغل را از انسانها خواهند گرفت. در جریان رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ میلادی نرخ بیکاری در کشورهای صنعتی به 10 درصد رسیده بود و این نرخ بیکاری بحرانی بزرگ برای اقتصاد ایجاد کرده بود. بحران و رکود بزرگ اقتصادی جهان در دهه ۱۹۳۰ میلادی رخ داد. بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ که به بحران مالی جهانی و بحران مالی ۲۰۰۸ نیز مشهور است، توسط بسیاری از اقتصاددانان به عنوان بدترین بحران مالی از زمان رکود بزرگ دههٔ ۱۹۳۰ شناخته میشود. رکود بزرگ یا ایستایی بزرگ به رکود اقتصادی جهان، در دهه ۱۹۳۰ گفته میشود. حال سوال اینجاست که آیا استفاده از روباتها در فعالیتهای اقتصادی باعث افزایش بهرهوری نیروی کار میشود و راندمان فعالیتهای اقتصادی را بیشتر میکند یا اینکه تنها باعث تغییر تعریف کارهای انسانی میشود؟ بنابراین در مرحله اول باید روباتها را به عنوان نیروی کمکی وارد چرخه اقتصادی کنیم و در مرحله بعدی از توسعه نقش آنها در فعالیتهای اقتصادی استقبال کنیم.

به نظر من منفعت اصلی روباتی شدن اقتصاد به کل جامعه خواهد رسید زیرا رشد ثروت در جامعه و توزیع عادلانه آن به نفع همه است. اگر نتوانیم در مورد توزیع ثروت با موفقیت عمل کنیم احتمال افزایش نرخ فقر و نابرابری در کشورها بیشتر میشود. اگر شرکتی بخواهد موفق عمل کند باید بتواند اثبات کند که روباتهایش مطابق با استانداردهای پذیرفتهشده در جامعه کار میکنند. بحران نفت ۱۹۷۳ در اکتبر سال ۱۹۷۳ شروع شد. در قرن ۲۱ از بحران بزرگ، عموما به عنوان مثالی برای اقتصاد جهان که تا چه اندازه میتواند تنزل داشته باشد، استفاده میشود و این دوران در ایالات متحده آمریکا با کاهش ارزش سهام در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۲۹ شروع شد. این امر به قدری جدی است که حتی جغرافیای مرز کشورها در طی زمان تغییر کرده است. زیرا باعث کاهش حجم توریسم و کاهش سفرهای هوایی و حتی کاش سرمایه گذاری در آمریکا شد. بنابراین نمیتوان در مورد تعداد مشاغلی که از سوی روباتها تصاحب میشود و تعداد شغلهایی که از بین میرود نظر دقیقی ارائه داد. من بر این باورم که در مورد سطح نفوذ روباتها در بازارهای کاری آینده نمیتوان نظر روشنی ارائه داد.

البته نمیتوان گفت که چه مشاغلی است و چه تعداد شغل در سالهای آتی ایجاد میشود ولی ما میتوانیم با اطمینان بگوییم که اقتصاد دنیا در سالهای پیش رو دیگر اقتصادی کارمحور نیست و تکنولوژی و روباتها میتوانند مرکز اصلی فعالیتهای اقتصادی را بر عهده بگیرند. باید به این نکته توجه کرد که به دلیل طول عمر بالای روباتها و قدرت زیاد آنها، هزینه تمامشده استفاده از روباتها در فعالیتهای صنعتی و تولیدی بسیار پایین است بنابراین روباتها میتوانند جایگاه ویژهای در اقتصاد داشته باشند. بهار عربی موجب شد تا حاکمان قدرت در کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن از قدرت برکنار شوند. بحران بانکی اقتصادی در آمریکا موجب شد ساختار بانکهای بینالمللی بسیار بیثبات شود و به این ترتیب، یکی از اصلیترین بخشهای اقتصاد متزلزل شد. در بازار پول، شرکتها نقدینگی مازاد خود را سپردهگذاری میکنند تا بتوانند از سود آن بهرهمند شوند. زنگ آغاز بحران اقتصادی ۲۰۰۸ در ماه مارس این سال نواخته شد؛ وقتی که سرمایهگذاران بانک بیر استیرنز به دلیل وجود داراییهای سمی در ترازنامه این باک، سهام خود را در آن فروختند. بانکهای مرکزی ایالات متحده آمریکا، فرانسه، ژاپن، آلمان، بریتانیا، اسپانیا بصورت طی گزارشهای منظم خود اعلام داشته اند که بصورت میانگین نرخ تورم در کشورهای یاد شده به بالاترین حد خود طی دو دهه اخیر رسیده است.

بانک بیر برای نجات از بحران، دست به دامان بانک بزرگ جیپی مورگان شد و فدرال رزرو هم انجام معامله میان این دو بانک را با یک تضمین ۳۰ میلیارد دلاری تسهیل کرد. چندی بعد کنگره به وزیر خزانهداری اجازه داد تا کنترل دو شرکت فنی میو فردی مک را در دست بگیرد. این مسالهای است که در تمامی دورههای گذار در دنیای تکنولوژی مشاهده میشود. به نظر من سطح تکنولوژی امروز دنیا هنوز برای عرضه این دست از خودروها به اندازه کافی پیشرفت نکرده است. دولت با معرفی اقداماتی از جمله محدودیت، صرفه جویی و جیره بندی، واکنش نشان داد. این کار در آن هنگام، ۱۸۷ میلیارد دلار هزینه روی دست دولت آمریکا برجای گذاشت. ایالات متحده ناگهان در اثر کمبودها و افزایش قیمتها درگیر بحران شد و خطوط ایستگاههای بنزین در آن شکل گرفت. در ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۸، بحران مالی باعث ایجاد مسابقهای برای خارجکردن منابع مالی از بازار پول شد. بعد از حادثه یازده سپتامبر بوش پسر (رئیس جمهور وقت آمریکا) اذعان داشت که اقتصاد آمریکا وارد رکود شده است، ولی این رکود در نتیجه این حمله تروریستی ایجاد شد. این بحران سرانجام منجر به وقوع دوره رکود بزرگ مالی شد. در بسیاری از مناطق، بازار مسکن نیز دچار این بحران شد، و منجر به اخراج، سلب حق مالکیت و بیکاریهای طولانی مدت شد.

توسط حمید صباغی

حمید صباغی هستم یک بازاریاب