مفهوم مزیت نسبی و مطلق به زبان ساده

اقتصاد دانان کینزی معتقدند که چرخه تجاری را میتوان با مداخله فعال دولت از طریق سیاستهای مالی (مصرف بیشتر در رکود برای تحریک تقاضا) و سیاست پولی (تحریک تقاضا با نرخهای سایت atlasmarketing پایینتر) مدیریت کرد. مدلهای کلان اقتصادی و پیشبینیهایی برآمده از آنها، توسط نهادهای دولتی برای کمک به ساخت و ارزیابی سیاستهای اقتصادی، پولی و مالی استفاده کاربرد دارند. اقتصاد کلان در شکل مدرن آن با Johan Maynard Keynes و تئوریهای او در مورد رفتار بازار و سیاستهای دولتی در دههی 1930 شروع شد. اقتصاد کلان حوزه نسبتاً وسیعی است، اما دو حوزه تحقیقاتی خاص بیشتر معرف این رشته هستند. بیشتر بخوانید: اقتصاد چگونه شکل میگیرد و چطور رشد میکند؟ اقتصاد کلانی که امروز آن را به این شکل مشاهده میکنید، اغلب به این صورت تعریف میشود که با Johan maynard keynes و انتشار کتاب او «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» (The General Theory of Employment, Interest and Money) در سال 1936 شروع شده است. تحت این شرایط اگر پاکستان هم کل منابع خود را صرف تولید گندم کند یک معامله جدید شکل میگیرد که هر دو کشور متنفع میشوند.

قدرت های بزرگ اقتصادی ضمن شناسایی توان و ظرفیت کشور در تولید محصولات جهانی ، دائما سعی در آن دارند تا از طرق مختلف با کشورها وارد مذاکره و تعامل شده و بتوانند محصول خود را روانه بازار کنند. ضمن تعامل با کشورها چین با پیشنهاد ارزان بودن نیروی کار در مقایسه با سایر کشورها، سرمایهگذاران مختلف را راغب به حضور در این کشور و انجام تولیدات مختلف کرد. شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که وقتی بتوان همه کالاها را ارزانتر تولید کرد دیگر چه نیازی به سایر کشورها و مبادله با آنهاست؟ به نظر می رسد همه شرایط به نفع ژاپن است و در ظاهر نیازی به انجام مبادله نیست. شرایط را به گونه ای در نظر بگیرید که ژاپن در تولید هر دو کالا نسبت به پاکستان برتری مطلق دارد. دو کشور پاکستان و ژاپن را در نظر بگیرید. تحت این شرایط پس از انجام مبادله ژاپن ۱۲۵ واحد کامپیوتر و ۱۲۵تن گندم خواهد داشت و پاکستان نیز ۱۲۵ واحد کامپیوتر و ۱۲۵ تن گندم بهدست می آورد. در این مثال تولید کامپیوتر نسبت به گندم در ژاپن، از مزیت بیشتری برخوردار است یا تولید کامپیوتر نسبت به گندم مزیت نسبی دارد.

پول گرایان با کار در مدلهای کینزی و توسعه آنها استدلال میکنند که سیاست پولی به طور کلی ابزار سیاستی مؤثرتر و مطلوبتری برای مدیریت تقاضای کل نسبت به سیاست مالی است. در طرف مقابل پاکستان برای تولید هر کامپیوتر ۸ واحد از منابع کشورش را باید مصرف کند ولی تولید هر تن گندم در این کشور نیازمند استفاده از ۲ واحد از منابع است. پاکستان نیز میتواند تقریبا ۳۲ واحد کامپیوتر و ۱۲۵ تن گندم تولید کند. بنابراین ژاپن میتواند سالانه ۱۲۵ واحد کامپیوتر و ۲۵ تن گندم تولید کند. ژاپن تعهد کند کامپیوتر مورد نیاز پاکستان را تامین کند و پاکستان نیز گندم مورد نیاز ژاپن را کشت کند. اجرای این قرارداد یعنی ژاپن کل منابع خود را صرف تولید کامپیوتر کند و پاکستان نیز تمام توان خود را برای تولید گندم بهکار گیرد. اما در پاکستان تولید هر کامپیوتر نیازمند ۸ واحد منبع و هر تن گندم ۹ واحد منبع است.

مثلا اگر تولید هر تن گندم در پاکستان نیازمند بهکارگیری ۲ واحد از منابع این کشور است درحالیکه تولید همین میزان محصول در ژاپن نیازمند ۶ واحد محصول است میتوان گفت پاکستان در تولید گندم نسبت به ژاپن مزیت مطلق دارد. اگر هزینه های کالاهای مشابه را در دو کشور بر هم تقسیم کنیم، مزیت ژاپن در تولید کامپیوتر ۴ برابر و در تولید گندم ۵/ ۱ برابر پاکستان است. ژاپن برای تولید هر کامپیوتر ۲ واحد از منابع خود را مصرف میکند و برای تولید هر تن گندم نیازمند ۱۰ واحد از منابع است. ژاپن با ۲ واحد منابع طبیعی میتواند ۱ کامپیوتر، و با ۶ واحد منبع میتواند ۱ تن گندم تولید کند. ژاپن میتواند سالانه ۲۵۰ واحد کامپیوتر، و پاکستان نیز ۲۵۰ تن گندم تولید کند که نیمی از این محصولات به کشور دیگر صادر میشود. نظریههای اقتصادی اتریش بیشتر در مورد پدیدههای اقتصاد خرد کاربرد دارند، اما از آنجا که آنها، مانند اقتصاد دانان به اصطلاح کلاسیک، هرگز اقتصاد خرد و کلان را کاملاً از هم جدا نمیکردند، نظریههای اتریشی نیز پیامدهای مهمی برای موضوعاتی دارند. اقتصاد کینزی (Keynesian) عمدتاً بر اساس آثار Johan Maynard Keynes پایه گذاری شد و آغازی برای اقتصاد کلان به عنوان یک حوزه مطالعاتی جدا از اقتصاد خرد بود.

تولید آن چه را که برای ما هزینه بر است به دیگر کشوها محول کنیم. بعد از آن میتوانند اضافه تولید خود را با دیگران مبادله کرده و سایر کالاها و خدمات دلخواه خود را دریافت کنند. تئوریهای اقتصادی در صورت اعمال صحیح میتوانند بینشهای روشنکنندهای در مورد نحوه عملکرد اقتصادها و پیامدهای بلند مدت سیاستها و تصمیمهای خاص ارائه دهند. در این کتاب، آقای کینز توضیحی برای پیامدهای رکود بزرگ ارائه کرد که در آن زمانی که کالاها فروخته نشده و کارگران بیکار میماندند، نظریه کینز تلاش کرد توضیح دهد چرا جهت بازارها ممکن است شفاف نباشند. اقتصاد کلان (به انگلیسی Macroeconomics) و اقتصاد خرد دو مفهومی هستند که اقتصاد دولتها را تحت چارچوبی مشخص ارائه میکنند. در این مسیر اقتصاد دانان کلان سعی در درک فاکتورهای اساسی این حیطه دارد. درک محدودیتهای نظریه اقتصادی نیز مهم است. در حالی که مکتب کینزی نوین قبول دارد که خانوارها و شرکتها بر اساس انتظارات منطقی عمل میکنند، اما همچنان بر این باور هستند که انواع شکستهای بازار، از جمله قیمتها و دستمزدهای ثابت نیز وجود دارد. مشخص است تولید گندم در ژاپن در مقایسه با پاکستان هزینه بیشتری میبرد و در مورد کامپیوتر نیز وضع برعکس است. هر دو کشور توانایی تولید کامپیوتر و گندم را دارند.

پس چرا ژاپن کل منابع خود را صرف تولید کامپیوتر نکند تا منافع بیشتری نصیبش شود؟ پرداختن به تولید یک کالا لازمه آن است که شما زمان و منابع خود را معطوف آن کنید، تحت این شرایط شما قادر نخواهید بود همزمان به تولید دیگر کالاها بپردازید. تولید بقیه کالاها را به کدام کشور بسپاریم؟ حالا اصل منفعت طلبی بیان میکند این ۲ کشور با هم وارد مذاکره شوند. حال ببینیم بر مبنای این اصل چگونه دو کشور با هم وارد معامله شده و هردو سود میبرند. حال فرض کنید هر کشور نیمی از منابع خود را صرف تولید هرکدام از این محصولات کند. آیا منطقی است یک کشور تصمیم بگیرد همه چیز را خود تولید کند؟ جواب روشن است چون به تنهایی نمیتوانید همه کالاها و خدمات را خودتان فراهم کنید. چین توانیی تولید بسیاری از کالاها را دارد؟ عملکرد شرکتها و در نتیجه سهام آنها به طور قابل توجهی تحت تأثیر شرایط اقتصادی شرکتها قرار دارد که مطالعه آمارهای کلان اقتصادی میتواند به سرمایه گذار در جهت اتخاذ تصمیمات بهتر و تشخیص نقاط عطف خود کمک کند. اصطلاح «اقتصاد دانان کلاسیک» در واقع یک مکتب از تفکر اقتصاد کلان نیست، بلکه برچسبی است که ابتدا توسط Karl Marx و بعداً توسط کینز برای اشاره به متفکران اقتصادی قبلی که با آنها مخالف بودند، اما خودشان اصلاً اقتصاد کلان را از اقتصاد خرد متمایز نکردند، به کار بردند.

این بازیگران اقتصاد بر اساس قوانین عرضه و تقاضای منابع با یکدیگر تعامل دارند و از پول و نرخ بهره به عنوان مکانیزمهای قیمت گذاری برای هماهنگی استفاده میکنند. عواملی که هم در اقتصاد خرد و هم در اقتصاد کلان مورد مطالعه قرار میگیرند، معمولاً بر یکدیگر موثر هستند. به طور خاص، نظریه چرخه تجاری اتریش نوسانات همزمان (اقتصاد کلان)، فعالیت های اقتصادی در سراسر بازارها را در نتیجه سیاست پولی و نقشی که پول و بانک در پیوند دادن بازارهای (اقتصاد خرد) به یکدیگر و در طول زمان ایفا میکنند، توضیح میدهد. همانطور که از این اصطلاح پیداست، اقتصاد کلان به سناریوی کلی و تصویر بزرگ اقتصاد نگاه میکند. قبل از رواج نظریههای کینز، اقتصاد دانان به طور کلی بین اقتصاد خرد و کلان تفاوت قائل نمیشدند. مکتب کلاسیک نوین، همراه با مکتب کنزی نوین، عمدتاً بر روی هدف ادغام مبانی اقتصاد خرد در اقتصاد کلان بنا شده است تا تضادهای نظری آشکار بین این دو موضوع را حل کند. اقتصاد دانان کلان مدلهایی را توسعه میدهند که روابط بین این عوامل را توضیح میدهد. اقتصاد کلان با عملکرد، ساختار و رفتار کل اقتصاد سر و کار دارد، نگاه این اقتصاد دقیقا برخلاف اقتصاد خرد است که در آن بیشتر بر انتخابهای فردی مردم (مانند خانوادهها، صنایع و غیره) متمرکز شده است.

بسیاری از کشورها همچون کشورهای آمریکای جنوبی یا در مقاطعی شوروی ابتدا شعار استقلال اقتصادی سر دادند و تصمیم گرفتند همه چیز را خودشان تولید کنند. به عنوان مثال، کینز به اصطلاح «پارادوکس صرفه جویی» اشاره کرد، که استدلال میکند در حالی که برای یک فرد، پسانداز پول ممکن است کلید ایجاد ثروت باشد، زمانی که همه مردم سعی کنند پس انداز خود را به یکباره افزایش دهند، کاهش رشد اقتصادی را شاهد خواهیم بود. اما گذشت زمان نشان داد روی کاغذ همه کاره اند و در عمل هیچ کاره. چندین مکتب فکری از آن زمان تاکنون در مورد این دیدگاه اقتصادی توسعه یافته است. در طول قرن بیستم، اقتصاد کینزی، که طبق که نظریههای کینز شناخته شد، به چندین مکتب فکری دیگر تقسیم شد. عناصر کارهای قبلی افرادی مانند Adam Smith و Johan Stuart Mill به وضوح به موضوعاتی پرداخته بودند که اکنون به عنوان حوزه اقتصاد کلان شناخته میشوند. دیگری شامل علل و پیامدهای نوسانات کوتاه مدت در درآمد ملی و اشتغال است که به عنوان چرخهی تجاری شناخته میشود. اقتصاد دانان کینزی همچنین معتقدند که سختیهای خاصی در سیستم وجود دارد، بهویژه قیمتهای چسبنده(sticky prices) که مانع از تسویه مناسب عرضه و تقاضا میشود.

به عنوان مثال، سطح بیکاری در کل اقتصاد بر عرضه کارگرانی که یک شرکت میتواند آنها را استخدام کند، تأثیر دارد. در آن زمان آقای Leon Walras شرایط را این گونه توصیف کرده است: همان قوانین اقتصاد خرد عرضه و تقاضا که در بازارهای کالاهای خرد عمل میکنند، در تعامل بین بازارهای فردی برای آوردن اقتصاد به تعادل عمومی به کار گرفته میشد. پیوند بین بازارهای کالا و متغیرهای مالی در مقیاس بزرگ مانند سطح قیمت و نرخ بهره از طریق نقش منحصر به فردی که پول در اقتصاد به عنوان وسیله مبادله ایفا میکند توسط اقتصاد دانانی مانند Knut Wicksell، Irving Fisher و Ludwig von Mises توضیح داده شد. با این مقدمه به بیان دو مفهوم اصیل اقتصادی یعنی مزیت مطلق و مزیت نسبی میپردازیم که نهایتا چرایی انجام مبادلات تجاری کشورها را توضیح خواهد داد. در عین حال، اقتصاد خرد به گرایشهای اقتصادی نگاه میکند، یا این که وقتی افراد انتخابهای خاصی انجام میدهند، چه اتفاقی رخ میدهد. یک تمایز کلیدی بین اقتصاد خرد و کلان این است که کل اقتصاد کلان گاهی اوقات میتواند به روشی بسیار متفاوت یا حتی برعکس رفتار متغیرهای مشابه اقتصاد خرد رفتار کند. در حالی که اصطلاح “اقتصاد کلان” چندان قدیمی نیست (به دهه 1940 بازمیگردد)، بسیاری از مفاهیم اصلی در اقتصاد کلان برای مدت طولانیتری مورد مطالعه قرار گرفتهاند.

پولگرایان محدودیتهایی را برای سیاستهای پولی که تنظیم دقیق اقتصاد را توصیه نمیکند، میپذیرند و در عوض تمایل دارند پیروی از قوانین سیاستی را ترجیح دهند که نرخهای باثبات تورم را ترویج میکنند. با توجه به مقیاس عظیم بودجههای دولت و تأثیر سیاستهای اقتصادی بر مصرف کنندگان و مشاغل، اقتصاد کلان به وضوح خود را با مسائل مهمی درگیر میکند. به دلیل این «چسبندگی» عوامل اقتصاد کلان، دولت میتواند شرایط اقتصاد کلان را از طریق سیاستهای مالی و پولی بهبود بخشد. می بینید وضع دو کشور نسبت به قبل بهبود یافت و اکنون آنها توانستند از این مبادله نسبت به قبل نفع بیشتری ببرند. افراد با گذشت زمان دریافتند منابع خود را در تولید کالا و خدماتی که در آن نسبت به سایرین ماهرترند، بهکار گیرند. شما در طول روز برای خرید کالا و خدمات دلخواه خود با افراد زیادی سروکار دارید، اما چرا؟ اقتصاد دانان کلاسیک نوین معتقدند که بیکاری تا حد زیادی داوطلبانه است و سیاست مالی اختیاری بی ثبات کننده. ممکن است یک کشور مملو از منابع و استعداد باشد اما تا زمانی که نتواند این منابع را به محصول و خدمات تبدیل کند و آن را در دنیا بفروشد هیچ توان اقتصادی جدیدی نصیب کشور نمی شود.

اقتصاد دانان در کنار دولتها، در تلاش هستند تا با اعمال سیاستهای مناسب اقتصادی از توسعه، پیشرفت و افزایش استانداردهای زندگی حمایت کنند. بیساری از صنایعی که امروزه چین در آنها پیشرفت کرده و توانایی حضور در بازارهای جهانی را دارد نخست از مسیر تعامل با کشورها و جذب سرمایهگذاری خارجی وارد این کشور شده است. هم میخواهد.» بله، بسیاری از مردم بهواسطه اینکه در شغلی نسبت به بقیه برتری دارند پیشرفت به مراتب چشمگیرتری نسبت به سایرین دارند. اما اگر کشوری هر ۲ کالا را ارزانتر تولید کند آیا باز هم تجارت صورت میگیرد؟ پاسخ این پرسش بسیار مهم است زیرا بارها در اخبار و رسانهها میشنوید که فلان مسئول یا کارشناس اعلام کرده باید در زمینهای خاص به خودکفایی برسیم، تولید محصولات در کشور بسیار مهم و در آینده اقتصاد موثر است؛ اما سوال اساسی این است تولید محصول با چه قیمتی؟ موضوعاتی مانند بیکاری، قیمتها، رشد و تجارت تقریباً از همان ابتدای شروع رشته مورد توجه اقتصاد دانان بوده است، اگرچه مطالعه آنها در قرن 20 و 21 بسیار متمرکز و تخصصیتر شده است.

بر خلاف اقتصاد کلان، اقتصاد خرد بیشتر بر تأثیرات و انتخاب های انجام شده توسط افراد دست اندر کار اقتصاد (مردم، شرکت ها، صنایع و غیره) متمرکز است. اقتصاد دانان کلاسیک معتقدند قیمتها، دستمزدها، و نرخها انعطافپذیر هستند و بازارها تمایل شفافیت دارند مگر اینکه سیاستهای دولت با تکیه بر نظریههای اولیه آدام اسمیت از انجام آن جلوگیری کند. به مفهوم ساده مزیت مطلق داشتن در تولید کالا و خدمات، یعنی اینکه هیچ فرد یا کشوری نمیتواند آن کالای به خصوص را با صرف هزینه کمتر نسبت به شما تولید کند. در همین اثنا، چین با استفاده از متخصصان جدید خود شروع به یافتن محصولاتی کرد که میتوانست با بکارگیری تکنولوژی خود و نیروی کار ارزان نسبت به دیگر کشورها در آن مزیت نسبی داشته باشد. به این ترتیب آنها در آن زمینه به خصوص نسبت به دیگران برتری داشته و تولید بیشتری خواهند کرد. راه حل آن است ابتدا با یک کشور قدرتمند در این زمینه وارد مذاره شود، تکنولوژی را وارد کند، در آن به مهارت و مزیت نسبی برسد و دست آخر به جای خام فروشی منابع به یک قدرت بزرگ در صادرات سنگ تزئینی بدل شود.

مثلا ایران یکی از غنی ترین کشورها به لحاظ برخورداری از منابع سنگ تزئینی است اما تکنولوژی فرآوری آن را ندارد. این فاکتورها عواملی را که باعث رشد اقتصادی یا به عقب راندن آن میشوند را شامل میشود. شاخص رشد معمولاً به عنوان تابعی از سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، نیروی کار و فناوری مدلسازی میشود. افراد معمولاً به زیر گروههایی مانند خریداران، فروشندگان و صاحبان مشاغل طبقه بندی میشوند. در قرن بیستم، اقتصاد دانان کلان شروع به مطالعه رشد با مدلهای ریاضی رسمیتر کردند. اقتصاد کلان شاخهای از علم اقتصاد است که به مطالعهی چگونگی رفتار یک اقتصاد کل، بازار یا سایر سیستمهایی که در مقیاس بزرگ عمل میکنند میپردازد. مکتب کلاسیک نوین بر اهمیت اقتصاد خرد و مدلهای مبتنی بر آن رفتار تأکید میکند. آن چه در آن توانایی داریم را با کم ترین هزینه تولید کنیم و درآمد کسب کنیم. هزینه کمتر یعنی سود بیشتر. چه چیز را با چه هزینه ای میتوان تولید کرد؟ آنها همچنین بر این باور هستند که تورم را میتوان با سیاست پولی کنترل کرد.

بیشتر بخوانید: تاثیر بیکاری بر اقتصاد؛ بیکاری چه آسیبهایی به اقتصاد وارد میکند؟ اقتصاد خرد بر عوامل کوچکتری تمرکز دارد که بر انتخابهای افراد و شرکتها تأثیر میگذارد. در این چارچوب اقتصاد کلان به ساختار، رفتار، کیفیت و تصمیمات کلان اقتصادی اشاره دارد. اثر کلاسیک قرن هجدهم آدام اسمیت (Adam Smith)، تحقیقی در مورد ماهیت و علل ثروت ملل، که از تجارت آزاد، سیاست اقتصادی آزاد و گسترش تقسیم کار حمایت میکرد، مسلماً اولین و مطمئناً یکی از مهمترین آثار حوزه اقتصاد کلان و بدنه تحقیقات امروزی آن است. مکتب اتریشی مکتب اقتصادی قدیمیتری است که محبوبیت آن رو به افزایش است. حوزه اول عواملی است که رشد بلند مدت اقتصادی یا افزایش درآمد ملی را تعیین میکند. کشور چین که امروزه یکی از قدرتهای اقتصادی بزرگ در جاهن است را درنظر بگیرید. اگر به عقبتر بازگردیم، رکود بزرگ دهه 1930 در واقع انگیزهای برای توسعه بیشتر نظریههای اقتصاد کلان مدرن بود. برخی از سوالات کلیدی که اقتصاد کلان به آنها میپردازد عبارتند از: چه چیزی باعث بیکاری میشود؟ چه چیزی باعث ایجاد یا تحریک رشد اقتصادی میشود؟

چه چیزی باعث تورم میشود؟ یعنی چه؟ ژاپن م یتواند کامپیوتر را ۴ برابر ارزانتر نسبت به پاکستان تولید کند درحالیکه این مقیاس در تولید گندم ۵/ ۱ برابر است. بیشتر بخوانید: «اقتصاد دستوری» چیست و چه ویژگیهایی دارد؟ بیشتر بخوانید: رکود تورمی چیست؟ این همان اصل شکلگیری مبادلات در بین انسانهاست. در ادامه به شرح هر یک از این مکاتب و هدف اصلی آنها میپردازیم. آیا آنها به یکباره موفق به اجرای چنین سیاستی شدند؟ اما بیایید با دید اقتصادی و بهطور دقیق به مساله نگاه کنیم. بیایید از مثال قبل استفاده کنیم. ابتدا با مزیت مطلق شروع کنیم. مسیر شناسایی تمام مزیت های نسبی و مطلق و مبادله بهینه با کشورها همگی از کانال تعامل با کشورها می گذرد. مزیت نسبی یک مفهوم عالی اقتصادی است که اثبات میکند حتی تحت این شرایط باز هم مبادله سودآور خواهد بود. برخی مزیت های نسبی بدون رابطه با دیگر حتی شناسایی هم نمی شوند. بدون رابطه با دنیا بسیاری از مزیتها حتی کشف هم نمیشوند!

توسط حمید صباغی

حمید صباغی هستم یک بازاریاب